تبليغاتX
همدم تنها

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش

من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش

شبو از قصه جداكن چكه كن رو باور من

خط بكش رو جاي پاي گريه ها ي آخرمن

 اسمتو ببخش به لبهام بي تو خالي نفس هام

خط بكش رو باور من زير سايه بونه دستام

خواب سبز رازقي باش

عاشق هميشگي باش

خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگيم باش
 
من پر از حرف سكوتم

خالي ام رو با سقوطم

بي تو حاوي عشق

تشنه ام كوير لوتم

نمي خام آشفته باشم

آرزوي خفته باشم

تو نذار آخر قصه

حرفمو نگفته باشم









قسم به عشقمون قسم همش برات دل واپسم

قرارر نبود اين جوري شه يه هو بشي همه كسم

راستي چي شد چه جوري شد
 
اين جوري عاشقت شدم

شايد ميگم تقصيره توست

تا كم بشه از جرم خودم

راستي چه شدچه جوري شد اين جوري عاشقتم شدم

شايد ميگم تقصيره توست

تا كم بشه از جرم خودم شايد ميگم تقصيره توست
 
 تا كم بشه از جرم خودم

 به ملاقات

آمدم به بين كه دل سپرده داري

چگونه عمري از احساس عشق شدي

فراري نگاهم كن دلم را عاشقانه

هديه كردم تو دريا باشو من جويباره عشقو در تو جاري
 
من از پروانه بودن ها من از ديوانه بودن ها من بازي شعله سوزنده كه

 آتش زده بر دامانه پروانه نمي ترسم من ازهيچ بودن ها از عشق نداشتن ها

از بي كسيو خلوت انسان ها ميتر سم

 






آخر اي دوست نخواهي پرسيد

كه دل از دوري رويت چه كشيد

سوخت در آتش و خاكستر شد

وعده هاي تو به دادش نرسيد

داغ ماتم شد و بر سينه نشست

اشك حسرت شد و بر خاك چكيد

 همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن روي تو سپيد

جان به لب آمده در ظلمت غم

كي به دادم رسي اي صبح اميد

آخر اين عشق مرا خواهد كشت

عاقبت داغ مرا خواهي ديد

دل پر درد فريدون مشكن

كه خدا بر تو نخواهد بخش
 




 
+ نوشته شده توسط همدم تنها و تنها همدم در جمعه 30 آذر1386 و ساعت 1:32 قبل از ظهر |



سعي كن از خشت هايي كه به سويت پرتاب مي شود، بنايي براي خودت بسازي




زندگي داشتن دوست داشتني ها نيست، بلكه دوست داشتن داشتني‌هاست


طعنه بر خواري من اي گل بي خار مزن ، من به پاي تو نشستم كه چنين خار شدم


گا هي آنقدر غرق آرزو هات هستي ،،،،،که فرا موش مي کني خودت بزرگترين


آرزوي کسي هستي







 

 



زخم زندگي ام تويي ..

 

.

 

 

 

.

همه به زخم هايشان دستمال مي بندند ولي من به تو دل بسته ام .

 


خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي

و گفتم : فراموش ؛

  يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه



مي خواهم همگام با سايه تنهايم در خيال باراني ات قدم بزنم و چتر شكسته بغضم

را بگشايم.ميخواهم شاعر لحظه هاي سرخ باشم و غزل غزل گريه كنم .مي خواهم در

امتداد خورشيد از تو بگويم از تو كه طراوت شقايق هاي قلبم بودی




گفتي منو دوست داري تو گفتي عاشق چشمام شدي تو گفتي احساسمو دوست داري تو گفتي قلبت مال منه تو گفتي بوسه هامو دوست داري تو گفتي قصه هامو دوست داري تو گفتي دوست داري نوازشت كنم تو گفتي ميخواي تو بغلم بگيرمت تو گفتي همدرد تو منم تو گفتي همراز تو منم تو گفتي شب و روز من تواي تو گفتي تنها يار من تواي تو گفتي... تو همه اينها رو گفتي ولي من فقط مي گم اگه تو نباشي من مي ميرم







يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش




اين باغ آرزوهاي من
ببينين

چه قدر قشنگه








+ نوشته شده توسط همدم تنها و تنها همدم در سه شنبه 20 آذر1386 و ساعت 4:18 بعد از ظهر |
" href="http://www.javakhafan.7p.com/">JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes
" href="http://www.javakhafan.7p.com/">JavaScript Codes

JavaScript Free Code
بعد از کد بالا اين کد را به ان اضافه کنيد
*
*
*
*

This free script provided by danlod.com (amirxp)


<

کدهای خفن جاوا اسکریپت